کاتلر در مدیریت بازار

                                              کاتلر در مدیریت بازار

مردم و کسب وکارها نمیدانند که با ورود به هزاره سوم میلادی به پیشواز چه چیزی میروند.

نه تنهـا بـا دگرگونیها، که با افزایش شتاب آنها هم روبه رو هستیم. شرکتها از اینکه بازارهایشان هر چند سال یک بار دگرگون میشود غافلند. خوب که بنگریم، دو دسته شرکت در صحنه میبینیم: آنهـایی کـه دگرگـونیهـا را میپذیرند و آنهایی که نابود میشوند. دو نیروی پر توان چشم انداز اقتصادی امروز را میسازند. فنآوری و جهـانی شـدن. در کنـار فـنآوری و جهانی شدن، نیروهای دیگری هم به شکلدهی اقتصاد سرگرمند، مقرراتزدایی یکی از آنهاست. یـک نیـروی تحول آفرین دیگر، خصوصی سازی است. بسیاری از شرکتها وسازمانهای وابسته به بخش دولتی و همگانی به امید برخوردار شدن از مدیریت و کارایی بهتر، به بخشخصوصی واگذار میشوند. از آنجائی که شتاب دگرگونیها بسیار زیاد است، توان همراه شدن با آن به یک امتیاز رقابتی و نقطه قوت تبدیل میگردد. توان ” دگرگونی پذیری” به توان ” خودآموزی” نیاز دارد. جای شگفتی نیست که شـرکتهـایی همچون کوکاکولا، جنرال الکتریک، در سازمان خود معاون مدیرعامل در (دانش، یـادگیری، خردمنـدی) ایجـاد کردهاند. در جدول زیر وضعیت شرکتها در دوره انتقال ارائه میگـردد. ایـن جـدول رهیافـتهـایی بـرای کارآمدی و سود بیشتر در دوران کنونی را توضیح میدهد.

در بازاریابی راهکارهای پیروزمندانهای را میشناسیم، که در موقعیت مدیریت بازار، کارسـازند. برخـی از آنها از این قرار است: پیروزی در سایه کیفیت، خدمات بهتر، قیمتهای پایین، داشتن سهم بزرگی از بـازار، مناسـب و همخـوان شدن با نیازهای مشتری، بهسازیِ مستمر فـرآورده، نـوآوری، ورود بـه بازارهـای پررشـد و فراتـر رفـتن از انتظارات مشتری و دلشاد کردن وی. عوامل استراتژیک موفقیت در بازاریابی بیتردید راه مشخص و یکسانی در بازاریابی نداریم. نکته مهم در اینجاست که تنها انـدکی بهتـر بـودن از رقیبان کفایت نمیکند. از دید مایکل پورتر پروفسور دانشگاه هاروارد شـرکتی برخـوردار از یـک اسـتراتژی استوار است که تفاوتهای چشمگیر با رقیبان داشته باشد. برای ایـن کـار تقلیـد و پیـروی از اسـتراتژیهـای پیروزمندانه به طور کامل، سازنده نیست باید تنها پارهای از مفهومهایی را که با شرکت شما سـازگار اسـت، برگزید. تقلید کامل از رهبران بازار کاری بسیاری پیچیده و پرهزینه است و دست آخر نیز شرکت را به یـک پیرو متوسط تبدیل میکند.

بیایید سال ٢٠٠۵ را تصور کنیم، پیشرفتهای بنیادین در مکان/ فضای بازار سال ٢٠٠۵ چنین است. در سایه گسترش بازرگانی الکترونیکی بسیاری از واسطهها (عمـده فروشـان و خـردهفروشـان) از میـان برداشته شده اند. بدون نیاز به حضور در فروشگاه، همه کالاها به صـورت نمـادین در دسـترس هسـتند و مشتری میتواند هر فرآوردهای را در اینترنت ببیند، بررسی کند، ویژگیهای آن را دریابـد، از میـان عرضـه کنندگان و قیمتها بهترین را برگزیند و با فشردن چند دگمه از راه اینترنـت، سـفارش و پرداخـت را انجـام دهد. بیشتر شرکتها پایگاههای دادهپردازی خصوصی، با اطلاعات گسترده در باره مشتریان ورفتار و نیاز ویژه هر کدام، برپا ساختهاند. آنان از این اطلاعات برای سازگار کردن پیشنهادهای خـود بـا نیـاز گـروه بزرگـی از مشتریان بهره میگیرند. تمرکز شرکتها به جای کوشش در راه افزایش سهم بازار،بر افزایش سهم از هر مشـتری اسـت. در ایـن زمینه راههای گوناگونی اندیشیده میشود و با به کـارگیری فـنآوریهـای نـوین و کاویـدن ” انبـار دادههـا” روشهای تازهای برای افزایش فروش و فروش یک فرآورده همراه با دیگر فرآوردهها ابداع میگردد.

دریافت ادامه مطلب بصورت pdf

modir1404-customer-15