مثالی از یک خودارزیابی ساده اما موثر!!

مثالی از یک خودارزیابی ساده اما موثر!!

یکروز پسری وارد فروشگاه شد و از صاحب آن پرسید می توانم از تلفن شما برای یک تماس استفاده کنم؟
صاحب فروشگاه گفت اگر هزینه اش را پرداخت کنی مانعی ندارد.
بلافاصله پسرک مبلغ را پرداخت و شروع به شماره گیری کرد. وقتی طرف مقابل تلفن را برداشت پسرک بدون مکث گفت شما جلوی منزلتان محوطه چمن دارید و من میتوانم با پایین ترین قیمت و بالاترین کیفیت چمن های محوطه شما را بزنم . من پایین ترین قیمتی را هم که شما پیشنهاد بدهید میپذیرم.

ظاهرا هرچه پسرک تلاش کرد طرف مقابل را متقاعد کند،موفق نشد و صاحب خانه پیشنهادات او را نپذیرفت . در نهایت در کمال آرامش و ادب خداحافظی کرد و گوشی را قطع کرد و ضمن تشکر از صاحب فروشگاه آماده ترک آنجا شد . صاحب مغازه با تعجب از او پرسید ” من شاهد مکالمات شما بودم و علیرغم اصراری که داشتی صاحب خانه نپذیرفت ولی من ناراحتی در چهره شما نمی بینم؟!”

پسرک با خنده پاسخ داد کسی که درحال حاضر کار آن صاحب خانه را انجام میدهد ، خودم هستم فقط می خواستم درجه رضایت او را نسبت به کارم بفهمم.
پسرک این را گفت و در حالی که به بالا و پایین میپرید از مغازه خارج شد ولی صاحب فروشگاه هنوز داشت به اتفاقی که جلوی چشمش افتاده بود فکر میکرد.

حالا شما ، چطور میخواهید این درجه اطمینان را از رضایت مشتریان یا مدیرتان کسب کنید.

نویسنده : حسین ابراهیمی(بازنویسی)

در تلگرام همراه ما باشید
@modir1404