مبانی رنگ-اعجاز و خلاقیت

مبانی رنگ

کلیه رنگهای طیف را کنار هم قرار داد، بگونه ای که ترکیبی زیبا و هارمونیک خلق کند. رنگهای مشابه به دلیل وجه اشتراکی که در یک رنگ دارند از گونه ای هماهنگی ذاتی برخوردارند. اصول هماهنگی بطوری وسیع مورد بررسی قرار گرفته شده است حاصل این بررسی ها رنگ را چنین بیان می کند:

هماهنگی در رنگ یعنی آفرینش یک ترکیب رنگی منظم، سازگار و دلنشین با استفاده درست و بجا از تفاوتهای رنگ. به عبارتی دیگر هماهنگی باید دارای ۴ خصوصیت باشد. دلنشینی، سازگاری با موضوع، وحدت ‍و تنوع  این هماهنگی لازمه ایجاد محیطی است که یک طراح گرافیک محیطی مانند یک شاعر و نویسنده احساسات و تفکرات خود را هم در راستای اهداف تجاری و هم در جهت نزدیکی بیشتر به مفهوم هنر، بیان کند.

 

منابع رنگ:

منابع رنگ را به دو قسمت زیر می توان تقسیم بندی کرد:

۱ـ رنگ منبع نور

۲ـرنگ سوژه )شیء(

 

رنگ منبع نور رنگ منبع نور توسعه یافته به وسیله یک منبع نوری می باشد. خورشید، چراغ الکتریکی، نور آتش یا روشنائی حاصله از هر منبع خود یک رنگ منبع نور محسوب می شود. رنگ سوژه (شیء) وقتی نور سفید به یک شی می تابد، یا منعکس می شود یا جذب می گردد، و یا از آن عبور می کند بنابراین نور منعکس شده و تاثیر آن در چشم انسان رنگ سوژه را نمایان می سازد.

به عبارت دیگر رنگهای متشکله از یک نور سفید خواص جذب متفاوتی دارند. رنگ منبع نور در عین حال می تواند رنگ سوژه نیز باشد. جسم سیاه رنگ تقریباً نورهایی را که به سطح می رسد برخلاف جسم سفید جذب می کند. در واقع ما هیچگاه نمی توانیم رنگهای خالص را ببینیم همچنین نمی توانیم سفید یا سیاه را مشاهده کنیم در واقع ما انواع سیاه و سفید را می بینیم مانند سیاه زغالی، سیاه آبی، سفید تخم مرغی، سفید شیری و به همین ترتیب….

ویژگی های رنگ:

برای شناخت و درک بیشتر رنگها و کاربرد صحیح آنها در آفرینش آثار هنری باید به چهار جنبه با ویژگی رنگ توجه کامل داشت.

این ویژگی ها عبارتند از:

۱ـ نام رنگ (hue) 2ـ ارزش رنگ (Value) (تاریکی ـ روشنی) ۳ـ خلوص یا اشباع رنگ (intensity) 4ـ نوع رنگ یا کروما (chroma) 1ـ نام رنگ: در ابتدا که انسان تنها رنگهای اصلی را می شناخت، مشکلی برای نامگذاری وجود نداشت. اما با مرور زمان و با افزایش شناخت انسان درباره رنگهای ترکیبی باید روشی برای نامگذاری مناسب پیدا می کرد. روشهای گوناگونی پیشنهاد شد. به طور مثال به هر رنگی شماره ای می دادند که میزان روشنائی و درجه اشباع آن را مشخص می نمود و روش دیگر، نسبت دادن رنگها به نمونه هایی از آنها که در طبیعت وجود داشت مانند آبی لاجوردی و مانند قرمز، آبی، زرد و… ۲ـ ارزش (تاریکی ـ روشنی) رنگ: درجه تاریکی و روشنی رنگها را ارزش رنگی آنها می نامیم مثلاً رنگ زرد از رنگ بنفش روشن تر و یا قرمز از زرد تاریک تر به نظر می رسد. در اینجا باید تاکید کنیم که تاریکی و روشنی رنگ، هیچ تاثیری در درخشندگی آن ندارد. (تاریکی و روشنی همیشه ثابت است سواری آنکه رنگ در آن با چه درخششی جلوه کند سفید روشن تر سیاه تیره ترین رنگها هستند از اضافه کردن سیاه و سفید درجات مختلفی از خاکستری تیره به دست می آید چنانچه به رنگ مشخصی مقداری سیاه یا سفید اضافه کنیم برحسب مقدار اضافه شده درجات مختلفی از ارزشهای رنگی آن رنگ بخصوص به وجود می آید. ۳ـ خلوص یا اشباع رنگ: نهایت خالص بودن رنگ را خلوص یا اشباع رنگ می نامیم مثلاً قرمز خالص در مقایسه با قـرمـز روشـن که با سفید ترکیب شده باشد، دارای خلوص یا اشباع رنگی است.

ترکیـب خاکستـری، سیـاه و سفیـد و رنـگ مکمل با رنگ خالص، باعث کاهش خلوص رنگ می گردد. (اصطلاحاَ به حالت ناخالصی در رنگها، لفظ چرک اطلاق می گردد. رنگهای چرک در مقایسه با رنگ اشباع شده یا ناخالص درخشش و وضوح بسیار کمتری هستند. رنگهای اشباع شده بسیار ساده و جذابند. این نوع رنگها بیشتر مورد توجه کودکان قرار می گیرند و نیز در هنرهای بوی اقوام مختلف دیده می شود. هر چه درجه خلوص رنگ بالاتر باشد، حامل بار عاطفی بیشتر و تندتری است و هرچه از میزان اشباع بودن آن بکاهیم که در نهایت به یک اثر غیررنگی سیاه و سفید می رسیم، بار عاطفی رنگ را ملایم تر و آرامتر بیان کرده ایم. ۴ـ نوع رنگ یا کروما Chroma: تعداد رنگها از لحاظ نوع، از صدها مورد نیز تجاوز می کند. رنگهای مربوط به یک گروه یا خانواده دارای خواص مشابهی هستند.

در میان رنگها بیشمار، سه رنگ را به عنوان رنگ اصلی می توان معرفی کرد: زرد، قرمز، آبی. هر یک از رنگهای اصلی دارای خصوصیات ویژه ای هستند. زرد، رنگی است که بیش از همه به نور و گرما نزدیک است.

تحرک و حالت عاطفی، بیش از همه در رنگ قرمز مشاهده می شود و بالاخره آبی دارای حالتی ملایم و بی حرکت است. در یک اثر بصری به نظر می رسد که رنگ قرمز و زرد حالت انبساط و گسترش دارند، حال آنکه آبی حالت انقباض و سکون دارد. علت برجسته به نظر رسیدن رنگ زرد و قرمز در زمینه یک اثر فرورفته وعمق دار جلوه کردن آبی، نتیجه همان خصوصیات ذکر شده است حال اگر رنگ قرمز را با آبی مخلوط کنیم از حالت تحرک آن کاسته می شود و زرد نیز در ترکیب با آبی ملایم می گردد و مخلوط کردن زرد با قرمز به حرارت و تحرک آن می افزاید. رنگهای اصلی را اصطلاحاً رنگهای اولیه می نامند. حدفاصل بین هر دو رنگ اصلی را رنگ ثانوی می نامند. فیزیک رنگ: نور سفید خورشید منشأ تمامی رنگهای موجود در طبیعت است که از تجزیه آن هفت رنگ ایجاد می گردد که مجموع آنها را طیف خورشید می نامند.

رنگهای طیف به ترتیب عبارتند از:

قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش که ترکیب آنها با یکدیگر به طور متعادل نور سفید ایجاد می کند. هیچ چیز در جهان ذاتاًٍ رنگی نیست بلکه نور باعث ایجاد رنگ در اشیاء است. بـه این ترتیـب که وقتـی نور به جسم می تابد، جسم متناسب با ویژگی های خود ضمن جذب تمام رنگهای طیـف، یـک رنـگ را منعکس می کند و ما جسم را با آن رنگ شناسائی می کنیم. در سال۱۸۰۱ میلادی توماس یونگ دانشمند انگلیسی متوجه گردید که بافت های حساسی در شبکیه چشم وجود دارند و هر بافت، از سه قسمت تشکیل شده و هر کدام از آنها نسبت به طول موجهای ویژه ای تحریک می شوند که با طول موجهای سه رنگ قرمز و سبز و بنفش مطابقت دارد. او معتقد بود که احساس سایر رنگها از این سه رنگ سرچشمه می گیرد. یعنی چشم ما سه رنگ اصلی زرد و آبی و قرمز را مخلوط می کند تا تمامی رنگها را تشخیص دهد. در گذشته عادی ترین باور، این بود که درک نور نتیجه تحریک مستقیم و واکنش گیرنده‌های رنگ چشم به قرمز سبز یا آبی است که به طور انفرادی از سطح اجسام به چشم می رسد. امروزه این تئوری مطرح می شود که درک رنگ بستگی به نوری دارد که از یک سطح خاص به چشم می رسد که ترکیبی از نور انعکاسی سطوح محیطی است. کاربرد رنگ ها: رنگها اغلب برای مقاصدی غیر از دکوراسیون و طراحی استفاده می شوند. برای مثال رنگهای روشن در بزرگراهها برای علامت ها و نشانه ها و همچنین به وسیله بعضی از بخشهای آتش نشانی برای ماشین های مخصوصی، استفاده می شوند. رنگ نارنجی روشن در مقاصد فراوانی مانند جلیقه های نجات، لوازم شکار و شب نماهای دوچرخه ها استفاده می شود. این رنگ اجازه می دهد که مردم به سرعت آن را ببیند به گفته کتاب Color in interior design and Architecture در موسسات تحصیلی، اغلب رنگها معانی خاصی دارند؛ مثلاً مقاطع تحصیلی را با رنگهای خاصی نشان دهند که تاثیر شخصی و رفتاری آن انکارناپذیر است. به طور مثال قرمز رنگ مناسبی برای سرعت بخشیدن به مشتریان یک رستوران می باشد و رنگ سبز رنگ آرامش بخشی برای آرام کردن شاگردان پرانرژی یک مدرسه است.

به طور مرسوم از رنگ سبز تیره برای دیواره های مدارس استفاده می شود که به مراتب بهتر از رنگهای گرم و درخشان می باشد. زیر میزان توجه دانش آموزان را افزایش می دهد و قرمز محرک و فعالیت آنهاست بهترین رنگها، برای استفاده در بیمارستان ها، رنگهای گرم خنثی و رنگ سبز روشن است. سبز، بهترین رنگ برای اتاق جراحی می باشد به این دلیل که مکمل رنگ قرمز است و اثرات رنگ ناشی از خون و بافت را خنثی می کند. فضای عمومی در یک بیمارستان اغلب از رنگ نارنجی یا قرمز بهره می برد تا به شادابی محیط کمک کند.

رنگ بعضی از قسمتهای بیمارستان نیز می تواند آبی باشد وقتی دیوارها آبی باشند، محیط توسعه داده شده و سکون و آرامش را القاء می کند. رنگ سفید، هیچ کاربرد درمانی ندارد، اما نشان دهنده مفهوم استریل بودن و پاکی است و به همین خاطر اکثراً در بخشهای درمانی استفاده می شود.

رنگ های آبی، قهوه ای، سبز و رنگهای خاکستری دارای تاثیر تسکین دهنده هستند که معمولاً در محیط زندانها استفاده می شوند و برعکس باید از استفاده رنگهای قرمز و نارنجی که باعث افزایش هیجانات می شود در این اماکن اجتناب کرد. در رستورانها از رنگهایی استفاده می شود که خوشایند ذهنیت انسانی باشند، یک انتخاب مناسب می تواند نورهای صورتی رنگی باشد که بر روی رنگهای خنثی می تابد. با استفاده از رنگ قرمز که تحریک کننده است، سرعت خوردن را می توان افزایش داد و برعکس باید از رنگ آبی به علت بد منظره کردن گوشت قرمز اجتناب کرد.
نوشته  بهارک نژاد مبشر
گرافیک : رنگ شناسی و مبانی شناخت روابط رنگها