ارزش افزوده در استارت آپ

حضور در سمینار کارآفرینی با رویکرد گردشگری

حضور در سمینار کارآفرینی با رویکرد گردشگری

این همایش با حضور نخبگان و اساتید و کارآفرینان در حوزه گردشگری برگزار شد و در این همایش پیرامون مشکلات اساسی گردشگری در ایران خصوصا برای بازدید کنندگان خارجی مطرح شد.

از برجسته ترین و فعالترین میهمانان همایش کارآفرین برتر کشور در حوزه گردشگری جناب آقای عباس برزگر بودند که با کلامی شیوا و لهجه زیبای شیرازی مراحل راه اندازی کسب و کار خودشان را تعریف کردند.

استارتاپ(start up)، راز توانگری با دست خالی

استارتاپ(start up)، راز توانگری با دست خالی 

لطفا تعریفی از استارتاپ ارائه دهید.
استارتاپ، درواقع شرکتی نوپاست که بر روی حل مشکلی کار می کند که راهکار آن مشخص نیست و موفقیت برای رسیدن به جواب هم در آن، تضمین شده نیست. در واقع استارتاپ به نوعی روحیه حمله به کسب و کار است. فرض کنید شما می خواهید توانگر شوید، پول هم ندارید! اما به خودتان، استعدادهایتان و از همه مهم تر توان نوآوری و خلاقیتتان ایمان دارید، نه اینکه خودتان را خلاق تر از بقیه می دانید بلکه راه و روش خلق و آفرینش را آموخته اید. اینجاست که استارتاپ به دردتان می خورد، البته همه چیز استارتاپ از خلق ایده شروع می شود که من همیشه روش نظام مند خلق راه های حل های نوآورانه «تریز» ((TRIZ)) یا نظریه حل مسئله ابداعی را برای تولید ایده پیشنهاد می کنم که در کتاب مبانی استارتاپ به تفسیر در مورد اصول آن توضیح داده شده است. با تریز همه می توانند مخترع شوند، یعنی برای مخترع شدن و نوآوری لازم نیست نخبه باشید.کاری که شما با استارتاپ یعنی شرکت نوپای خود انجام می دهید این است که با دقت و تامل در اوضاع مشتریان بالقوه خود، چه بسا مشتریانی در آن سوی دنیا، یکی از مشکلات و نیازهای اساسی آن ها را پیدا می کنید و با کمک قدرت خلق راه های نو آورانه، مثلا با تسلط به روش تریز ، یک یا چند راه حل برای این نیاز و مشکل ارائه می دهید. ار این لحظه به بعد استارتاپ شروع می شود. تصور کنید که هیچ پولی ندارید و می خواهید با حداقل امکانات در دسترس و استفاده بهینه از هر چیزی که در اختیار دارید، تاکید می کنم هر چیزی که در دسترسان هست، طرح و ایده خود را به یک محصول قابل عرضه به مشتری تبدیل کنید. از خود بپرسید ، اگر شما باشید چه می کنید؟ خانه به خانه به دنبال مشتری می گردید و یا با دست تراکت تبلیغی می نوسید و به دست کسی که فکر می کنید مشتری شما هستند، می دهید یا از دوستان و همکاران و اعضای فامیل برای راضی نگه داشتن مشتری استفاده می کنید؟ هر شخصی به شکلی ایده خلاقانه خود را به مشتری هدف نشان می دهد. مهم این است که بعد از رفت و برگشت های متعدد به مکان های حضور مشتری و جمع آوری دقیق نیازها و نظارت اصلاحی او و اعمال این اصلاحات، بتوانید به صورت کلی و بسیار ساده، وضعیت شرکت نوپای خود را بر روی یک تخته وایت برد بزرگ و یا یک پارچه نصب شده بر روی دیوار نشان دهید .وقتی به این شکل ساده شده به جریان منابع، فعالیت ها و کانال های ارتباطی با مشتری و نیز ارزش های افزوده ای که در قالب محصول یا خدمات به مشتری می دهید، دست یافتید، یعنی مدلی ساده اما فراگیر و پایدار از کسب و کار و البته تعداد مشخصی از مشتریان ساده و وفادار، کسب و کار شما از حالت استارتاپی خارج شده و آماده تبدیل به یک کسب و کار بزرگ می شود.

چرا فکر می کنید بهترین رویکرد استارت یک کسب و کار برای افراد بیکار در عصر حاضر رویکرد استارتاپی است؟
مشخصه کلیدی استارتاپ ، قابلیت رشد آن است. استارتاپ شرکتی است که طراحی می شود تا خیلی سریع رشد کند. یک نمونه ساده آن فیسبوک است که برای دانشجویان دانشگاه خدمات ارائه می داد و ناگهان در عرض کمتر از ده سال به یک غول اینترنتی تبدیل شد. استارتاپ بر روی رشد سریع و انفجاری، صرف نظر از جغرافیا و مکان شرکت، تمرکز می کند. همین نکته تفاوت استارتاپ را با یک بنگاه تجاری کوچک نشان می دهد. یک رستوران در شهری کوچک استارتاپ نیست اما یک بستنی فروشی ایرانی که اجازه دهید اسمش را نبرم، در نوع خود یک استارتاپ موفق محسوب می شود. این بستنی فروش شکل خاص و منحصر به فردی از بستنی را تولید می کند و در تمام شهرها و کشورها شعبه می زند، این شخص برای مدت طولانی است که با تغییر شکل بستنی ها و نوع خدماتی که ارائه می دهد، طیف جدید از مشتریان را به سوی خود جذب کرده و همچنان در مرحله استارتاپ اما با سود آوری فوق العاده بالا فعالیت می کند. دلیل این اینکه مشاغل استارتاپی را نسبت به کسب و کارهای سنتی، بیشتر مناسب افراد بیکار عصر حاضر می داند، متخصص بودن، جوان بودن و خلاقیت عصر بیکار کنونی است. تعداد افراد بیکار فارق التحصیل دانشگاهی در حال حاضر به خصوص در میان خانمها بسیار زیاد است و متاستفانه کار آفرینان سنتی و بنگاه های اقتصادی فعلی نمی توانند برای آن ها شغلی ایجاد کنند. من بسیار خجالت زده می شوم وقتی می بینم که یک جوان دانشگاهی و متخصص بیکار اولین شغلی که برای کسب در آمد به ذهنش می رسد، مسافر کشی ، پادویی وکارگری است و یا بانویی با تحصیلات دانشگاهی و با مدرک فوق لیسانس که تقاضای اشتغال در مشاغل غیر مرتبط با رشته اش و یا مشاغل ضعیف که نباید اینگونه باشد. البته این مشاغل مشکلی ندارند اما منظورم آن است که برای کسی که می تواند با تکیه بر دانش و تخصص خود یک کسب و کار نوپای سود آور راه بیندازد، درست نیست که به کارهای پایین تر مشغول شود. اگر همین آقا و خانم با سواد، نه الزاما دانشگاهی – چرا که برای راه اندازی را استارتاپ ها تحصیلات آکادمی لازم نیست. رسم راه اندازی کسب و کار های نوپا را یاد بگیرد، می تواند با بهره گیری از غرور و اعتماد به نفس خود، مشتریان مشکل دار دنیای اطراف خودش را شکار کند و برای حل مشکل آن ها و رفع نیازهاش با قوه خلاقیت و ابتکاری که به راحتی قابل تربیت است، یک راه حل خلاقانه بیافرینید.

اگر ممکن است، چند نمونه از استارتاپ های اجرا شده در بازار ایران را مثال بزنید؟
در نظر بگیر شما دانشجو هستید و می توانید درسهای دوران دبیرستان را به کسانی که در ان دروس ضعف دارند آموزش دهید و می خواهید در اوقات فراغت خود از این راه پولی بدست آورید. هم کلاسی های دیگری هم دارید که دنبال چنین کاری هستند، چه می کنید؟ آیا مانند خیلی ها به در و دیوار قصابی های محله آگهی های تدریس خصوصی در منزل با قیمت استثنایی را میزنید؟ اما بسیاری از افراد و خانواده ها پول تدریس خصوصی را ندارند، آنها ترجیح می دهند به صورت گروهی شرکت کنند تا هزینه های کلاس بین افراد سر شکن شود. اما برای شرکت در کلاسهای عمومی باید به کجا رفت؟ حتما می گویید مدارس و آموزشگاه ها! اما این مراکز معمولا امکانات کافی ندارند. و بخش زیادی از پول شهریه را خودشان بر می پردازند، پس چه می کنید.؟ اینجاست که یک مشکل و نیاز ظاهر می شود. در کتاب مبانی استارتاپ من ۴۰ اصل خلاقیت تریز برای یافتن سیستماتیک و نظامند جواب نوآورانه به تفصیل و با ده ها مثال تشریحی معرفی کردم. با به کار گیری چند اصل تریز، ما میتوانیم به ایده خلاقانه برسیم. به این شکل که به جای آموزشگاه به سراغ کسانی برویم که یک اتاق مجهز به تخته وایت برد دارند. این اشحاص می توانند شرکت هایی باشند که اتاق کنفرانس یا همایش خود را اجاره می دهند ویا حتی آدم های معمولی که یک بخش از اتاق یا منازل خود را برای این کار تجهیز کردند. پیدا کردن این افراد می تواند آغازی برای یک استارتاپ باشد. بد نیست که بدانید چند جوان در ایران این کار را انجام دادند و وب سایتی به نام «کلاس یاب»ایجاد کردند و درآمد بسیار خوبی از این راه بدست می آوردند. در تلاشی مشابه گروهی از استارتاپ کارهای جوان نیاز به کارمندهای شاغل در ادارات به غذاهای خانگی را با ایجاد یک وب سایت و ایجاد یک نقش واسطه که می توانند قورمه سبزی و خورشت قیمه و امثالهم در منزل درست کنند و آن را با قیمت مناسب به افراد علاقمند به دستپخت های خانگی برسانند، برطرف کردند. این استارتاپ واسطه ای ۲۵% مبلغ را خودش بر می دارد و بقیه را تحویل آشپز مستقر در خانه خودش می دهد.

آیا همه استارتاپ ها موفق می شوند؟
شکست خوردن جز اتفاق های حتمی استارتاپ است. اما استارتاپی ها می گویند اگر قرار است شکست بخوریم هر چه زودتر این اتفاق رخ دهد بهتر است. چرا؟
چون وقت و سرمایه برای چرخش و تغییر ایده و دوباره استارت زدن وجود دارد. در حقیقت شما وقتی استارتاپ را شروع می کنید باید زندگی عادی خود را فراموش کنید. درست شبیه این است که ساعت یک بمب زمانی را فعال کرده باشید. هر تیک تیک برای شما به معنای نزدیک شدن به شکست است . برای همین شما در استارتاپ ها میبینید همه می دوند و عجله دارند. چیزی به نام مدیر و کارمند نداریم. باید هرچه زودتر تا هزینه ها کمر شرکت نوپا را بشکند، تکلیف کار مشخص شود.یعنی اگر ایده نیاز به اصلاح دارد، اصلاح شود. اگر باید عوض شود کلا عوضش کنیم، اگر مشتری درست انتخاب نشده است، مشتری دیگری انتخاب کنیم. اگر مشتری گم شده است پیدایش کنیم و خلاصه قبل از آن که سرمایه اندکی که دارید و یا وقتی که دارید تمام شود ، یک کاری انجام دهید. من با چند نفر از این استارتاپ ها از نزدیک برخورد کردم. هر روز چندین نفر استارتاپی با پیشنهاد های جالب با من تماس می گیرند و طرح های ابتکاری خود را با من در میان می گذارند. از شرایط کاری و وضع شرکت این استارتاپ ها بعضی اوقات حیرت زده می شوم. جایی دیدم که میزهای دست دوم را به عنوان میز کامپیوتر در وسط زیر گذاشتند و هر کدام از کسانی که در آن استارتاپ شریک بودند کامپیوتر خودشان را آوردند و زیر یک نور لامپ معمولی مشغول به کارند. یادم است که یک کامپیوتری را دیدم که دکمه کنترل و شیفت صفحه کلید آن کنده شده بود و برنامه نویس استارتاپ با آن وب سایت شرکت را سرپا می کرد.
یک کسب وکار نوپا در فاز استارتاپ اصلا به شرکت های عریض و طویلی که شما در تلوزیون میبینید اصلا شبیه نیستند. آن ها هیچ امیدی به آینده ندارند و دنبال جواب گمشده می گردنند. و خودشان نمی دانند که این سوال تا کی بدون جواب می ماند. و مشتری این سوال تا چه موقع منتظر آنها می ماند.! رقابت و فشار و استرس در استارتاپ بسیار بالاست. 

به جرات می توانم بگویم که از هر ۱۰۰ استارتاپی که هر روز در سراسر جهان استارت می خورد، بیش از ۹۵ تای آن ها شکست می خورد. 

آنچه در انتها برای شکست خورده ها باقی می ماند تجربه سنگین و بسیار آموزنده ای است که بالافاصله از آن می توانند هزاران استارتاپ بعدی را آغاز کنند، ضمن آنکه چون عمر استارتاپ ها معمولا بسیار کوتاه است معمولا این شکست ها به هیچ وجه به نظر نمی رسند.

آیا برای راه اندازی یک استارتاپ ختما باید برنامه نویس کامپیوتر بود و اینترنت را کاملا دانست؟
این همان نکته ظریفی است که در کتاب مبانی استارتاپ مفصلا راجع به آن صحبت کردم. اگر بخواهیم صریح صحبت کنیم، باید بگوییم امروزه نوشتن برنامه های کاربردی قابل اجرا روی کامپیوتر چیزی شبیه جابه جا کردن مجموعه ای از توابع از قبل آماده است یعنی همان طوری که با آجرهای اسباب بازی انواع خانه ا را درست می کنید می توانید به راحتی با جابه جا کردن ماژول ها و توابع کتابخانه ای نرم افزاری، انواع وب سایت ها و نرم افزارهای کاربردی روی اینترنت و همینطور روی موبایل را در عرض کمتر از یک ساعت بسازید.در حال حاضر یک نوجوان دبیرستانی هم می تواند با نرم افزار ورد پرس یک وب سایت حرفه ای و فول امکانات بسازد. بنابراین همین جا باید بگوییم که راه ندازی یک وب سایت و یا تهیه یک برنامه کاربردی اولیه برای همه افراد به راحتی امکان پذیر است و کسی که کامپیتونر می داند در کمتر از یک ساعت می تواند به سرعت حرفه ای این کار را یاد بگیرد و وب سایت بسازد. اما از سوی دیگر توجه داشته باشید که اینترنت امروزه به همه جا نفوذ کرده است . شما می خواهید در دانشگاه ثبت نام کنید از طریق اینترنت اقدام می کنید و یا زمانی که می خواهید در خواست یارانه بدهید، با اینترنت این کار را انجام می دهید. اینترنت جای خود را در تمام فعالیت ها و مشاغل باز کرده است. بد نیست بدانید امروزه ایجاد وب سایت و تبلیغ در اینترنت بحث داغ کسب و کار ها نیست و عمده کسب و کار های قدیمی و به خصوص استارتاپ ها بر روی برنامه های کاربردی قابل اجرا بر روی موبایل کار می کند. الان شما می بینید یک استارتاپ معروف که لباس های دست دوم موجود در خانه ها را به متقاضیانی در آن سوی شهر یا کشور معرفی می کند، مدیریان این استارتاپ می گویند که بیش از ۷۵% خرید و فروش هایشان از طریق موبایل انجام می شود. جالب است بدانید نوشتن برنامه های کاربردی برای موبایل ها شبیه وب سایت نویسی است. عصر کد نویسی خط به خط گذشته است، و اکنون صحبت از ماژول های نرم افزاری از قبل آماده است که با بهم چسباندن آن ها به راحتی می توان یک برنامه کاربردی خلق کرد. به خاطر بسپارید که هم موبایل و هم اینترنت فقط دو بستر ارتباط و انتقال ارتباط هستند و اگر شما قرار است محصول یا خدمت یا ارزش افزوده ای را به مشتری برسانید نهایاتا از این بستر برای ارتباط و رد و بدل کردن پیام ها می توانید کمک بگیرد. اگر روزی موبایل و اینترنت و … از کار بیافتند نه تنها استارتاپ ها از کار نمی افتند بلکه آن ها سرویس های خود را با اسب و درشکه و یا پیک های پیاده انجام می دهند. شکی نیست که شکل سرویس تغییر خواهد کرد اما ماهیت استارتاپ ها عوض نحواهد شد.

آینده استارتاپ را چگونه می بینید؟
بسیار روشن، وسیع و امید بخش. به نظر من آن تحول بزرگ و بنیادی اقتصادی که همه منتظرن در دنیا رخ دهد، از درون جنبش استارتاپ شکل خواهد گرفت. روش های سنتی کارآفرینی جوابگوی بازار دائما در حال تغییر وتحول کنونی نیست. نوشتن طرح های کسب و کار متعلق به شرکت های بزرگ و سنگین و دایناسوری قدیم است که بسیاری از این طرح ها هیچ فایده ای ندارند، مگر در زمانی که قصد گرفتن وام یا فروش شرکت را داشته باشند. امروزه همه به دنبال مدل های جمع و جور و فشرده کسب و کارند. مدل هایی که سریعا بتوان با نظر انداختن به آن ها وضعیت مالی و تولیدی گذشته، حال و آینده کسب و کار را دید و برای آن سریعا راه حلی ارائه داد. گفتم که عمر یک استارتاپ با مدل کسب و کار پایدار و تثبیت شده ای که ارائه می دهد به پایان می رسد و بد نیست بدانید که راه اندازان استارتاپ های برزرگ به محض رسیدن کسب و کار نوپایشان به این مرحله آن را با قیمت مناسب به سرمایه گذاران سنتی می فروشند و به سراغ یک استارتاپ دیگر می روند. تولید یک استارتاپ پر سود و تثبیت مدل و مشحض سازی مشتریان جزو مشاغل پر منفعت دنیای امروز شده است. به هر حال همان طوری که در کتاب مبانی استارتاپ کاملا توضیح داده ام، اگر می خواهید در دنیای پر تلاطم و در حال تغییر امروزی دوام بیاورید و به یک کسب و کار همیشه پول آفرین مشغول باشید، بهترین راه همین راه اندازی استارتاپ است، البته اخیرا در کشور ما نیز موج استارتاپ های آخر هفته ای موسوم به استارتاپ ویکند (Startup weekend) راه اندازی شده است که در آن در سه روز آخر هفته عده ای از کارآفرینان گرد هم جمع می شوند و در زمانی محدود، یک استارتاپ خلق و محصول و خدمات این استارتاپ را به صورت یک نمونه سازی اولیه معرفی می کنند. اما استارتاپ چیزی بیش از این سرگرمی آخر هفته کامپیوتر بازان آخر هفته است. 

استارتاپ یک سبک زندگی است و اگر درست درک شود می تواند خود زندگی باشد.

احمد حلت

منبع: مجله موفقیت


 

جمع سپاری و انگیزه ها،فرآیندها،مزایا و مشکلات

جمع سپاری و انگیزه ها،فرآیندها،مزایا و مشکلات

Hand writing Start-up concept with black marker on transparent wipe board.

جمع سپاری برای شروع استار آپ-شبکه چشم انداز modir1404.com

گرد آوری :مهندس حسین ابراهیمی

انگیزه افراد برای مشارکت درجمع سپاری:

  • کسب درآمد (به خصوص برای غیرحرفه ای ها)

(تایپ ،ترجمه، نظر سنجی ، بررسی اپلیکیشن،(موسسه تکنولوژی ماساچوست برای کمک به افراد کم درآمد در کنیا و رواندا)

  • کسب شهرت واعتبارحرفه ای ( اثبات شایستگی برای آماتورها،ایجاد ارتباط بین شرکت کننده ها)
  • افزایش توانمندی ( طرح های آموزشی و پژوهشی)
  • شرکت درمسابقه

( آگهی های تجارتی sony.craysler.chevrolet  فیلم تجاری و عنوان)

(netfilix prize – کمک به ارتقاء رتبه بندی ۱۰% و جایزه یک میلیون دلاری)

  • سرگرمی ( موسیقی ، هم آوایی
  • انگیزه های ایدئولوژیک ، معنوی وخیرخواهانه ( مواردغیرتجاری )

فرآیندعام در جمع سپاری:

سه عنصرجمع سپار، جمعیت مشارکت کننده و بسترنرم افزاری درفرآیند جمع سپاری ایفای نقش می‌کنند که فرآیندی بشکل زیراتفاق می افتد:

  • ارسال درخواست یا مساله
  • فراخوان و اعلان عمومی
  • ارائه پاسخها
  • ارزیابی پاسخها و انتخاب نهایی ( این مرحله هم ممکن است،جمع سپاری شود )
  • تفکیک پاسخ وارائه پاداش

مزایای جمع سپاری

  • صرفه جویی درهزینه
  • کارایی زمان بالا
  • کیفیت بالا
  • امکان استفاده از پتانسیل افراد در سرتاسر جهان
  • نتیجه گرایی وکاهش مخاطره
  • ارزش گذاری بر مبنای شایستگی خروجی و حذف رانتها و اعتبارهای پوشالی

مشکلات جمع سپاری:

جمع سپاری هم مانند هرپدیده بشرساخت دیگری در کنار مزایای فوق الذکردارای معایبی نیزمی باشد:

  • هزینه بالای بسترجمع سپاری ( ولیکن هزینه ها ی جمع سپاری در برابر روشهای سنتی پایین است و از طرفی هزینه بستر برای یکبار است.)
  • مخاطرات فرآیند جمع سپاری ( کمبود شرکت کننده ، کیفیت پایین راه حل ها ، محدودیت ارتباطی ، سختی کنترل فرآیند وقتی حجم شرکت کننده ها بالاست در حالیکه در برون سپاری چنین خطرهایی وجود ندارد )
  • منافع مالی اندک برای جمعیت ( در برابر چنین ایرادی میتوان امکان به ظهور رساندن استعدادها و توانمندیها را بیان کرد )
  • محدودیت بستر جمع سپاری ( میتوان جهت مقابله با این مشکل از رسانه های تصویری ، سرویس پیام کوتاه استفاده کرد)

گرد آوری :حسین ابراهیمی

بستر های فعالیت در جمع سپاری

بستر های فعالیت در جمع سپاری

بستر های جمع سپاری-حسین ابراهیمی www.modir1404.com

با توجه به توسعه روز افزون اینترنت و نرم افزار ها و افزونه های کاربر پسند خصوصا در بستر گوشی های تلفن هوشمند ، روز بروز بر دامنه کاربرد از فرصت استفاده از گروهها و شبکه های اجتماعی افزوده شده و میزان مشارکت مردم در این گروهها بیشتر می شود.

تمامی فعالیت ها در حوزه بخش خصوصی ، دولتی و سازمانهای مردم نهاد می توانند فعالیت های خود را از طریق سپردن به جمع بانجام رسانده و از مزیت های آن بهره مند شوند.

در لیست زیر تعدادی از پرکاربردترین فعالیت هایی که در بستر جمع سپاری در حال حاضر در جهان بانجام می رسد بشرح زیر آمده است:

  • پیش بینی بازارها – predication markets
  • بازار خدمات – service marketplaces
  • جوایز نوآورانه – innovation prizes
  • بازارهای تولید محتوای- content markets
  • جمع آوری توسط جمعیت- crowdsourcing aggregators
  • سوال و پاسخ – questions
  • روش های توزیع خلاقانه- distributed innovation
  • تامین مالی جمعی – crowdfunding
  • ایده یابی – idea platforms
  • اشتراک گذاری داده – data sharing
  • ارزش گذاری و رتبه بندی محتوی ها – content rating
  • مرجع نویسی محتوی – reference content
  • فرایند سپاری – cycle sharing
  • خرده کاری،کارهای کوچک- microtasks
  • کسب و کار های رقابتی- competition platform

نویسنده : حسین ابراهیمی

ظهور شرکت های استارتاپ در لندن

ظهور شرکت های استارتاپ در لندن

شرکت‌های نوظهور و نوپا یا همان استارت‌آپ‌ها این روزها به سرعت در حال رشد هستند و هر روز به تعداد آنها افزوده می‌شود. در واقع راه‌اندازی و تاسیس این شرکت‌ها باعث ایجاد تحولاتی بزرگی در صنایع مختلف و به خصوص دنیای تکنولوژی شده است. بسیاری از شرکت‌های بزرگ تکنولوژی مانند فیس‌بوک و توئیتر که این روزها سرمایه‌های قابل توجهی در اختیار دارند و به خوبی در سرتاسر دنیا شناخته می‌شوند، در ابتدا تنها یک استارت‌آپ کوچک بودند.

این موضوع حالا باعث شده است که پرورش یک ایده و راه‌اندازی یک استارت آپ کوچک براساس آن به روندی درآمدزا و موفق تبدیل شده و در سراسر دنیا منتشر شود؛ تا جایی که حالا استارت‌آپ‌ها تکنولوژی دیگر تنها در سیلیکون ولی متمرکز نبوده و به کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه دیگری هم راه پیدا کنند. به این ترتیب مناطق دیگری از دنیا هم به تدریج شاهد رشد یک سیلیکون ولی کوچک در خودشان خواهند بود. لندن هم به‌عنوان پایتخت یکی از پیشرفته‌ترین کشورهای اروپایی در سال‌های اخیر شاهد رشد استارت آپ‌های تکنولوژی بوده است که بیشتر در منطقه شرقی این شهر متمرکز شده‌اند. این شرکت‌های نوظهور و کوچک حالا تنها به یک موفقیت بزرگ نیاز دارند تا بتوانند مقدمه‌ای برای ایجاد یک سیلیکون ولی از نوع اروپایی‌اش در این منطقه بشوند.

برای توسعه شرکت‌هایی مانند فیس‌بوک یک شرکت فعال در زمینه سازماندهی رویدادهای عمومی به نام Digital Shoreditch در لندن به تازگی رویدادی رقابتی را به نام «استارت‌آپ میلیون پوندی» برگزار کرده است که در آن بیش از هزار شرکت نوظهور از ۷۷ کشور مختلف جهان حاضر شده‌اند تا شانس خودشان را برای برنده شدن در این رقابت و بردن جایزه یک میلیون پوندی (برابر ۶/۱ میلیون‌دلار) آزمایش کنند. کارشناسان این حوزه معتقدند که برای رشد استارت آپ‌ها در لندن برگزاری چنین رقابت‌هایی می‌تواند تاثیرگذاری زیادی داشته باشد.

فرآیند انتخاب استارت آپ‌ها برای حضور در این رقابت نسبتا پیچیده است، اما تجربه برگزاری این رقابت بر یک پرسش مهم برای شهر تکنولوژی آینده لندن تاکید می‌کند؛ آیا این چندصد شرکت نوظهور کوچک می‌توانند سرمایه شناور میلیارد پوندی را تولید کرده یا فرصت فروش به شرکت‌های بزرگ‌تر را به دست بیاورند؟ شهر تکنولوژی نیاز به این برون رفت‌ها دارد تا بتواند به یک اکوسیستم کارآفرینی تبدیل شود که در آن موفقیت، موفقیت می‌آفریند. این کارآفرینان جدید و توانگر خودشان سرمایه گذار هم می‌شوند و نه تنها پول و سرمایه لازم را می‌آورند، بلکه تجربه‌های خودشان در زمینه‌های مختلف را برای کار ارائه می‌کنند. با این اوصاف است که خبر قرار گرفتن شرکت King -تولیدکننده بازی‌های ویدئویی مستقر در لندن- در فهرست شرکت‌های آماده ورود به بورس می‌تواند بسیار خوب و جالب توجه باشد. تکثیر و توسعه استارت آپ‌ها می‌تواند تاثیرگذار و جالب توجه باشد. یک نقشه آنلاین از محل قرار گرفتن استارت آپ‌های شهر لندن نشان می‌دهد که این شرکت‌ها با نشانگرهای نقطه‌ای شکل در منطقه Old Street و همسایگی‌های آن در شرق لندن متمرکز شده‌اند. البته در میان این شرکت‌های نوظهور تعداد کمی شرکت‌هایی با زمینه فعالیت‌های دیگر مانند طراحی و دکوراسیون هم وجود دارند. بر اساس یک مطالعه انجام شده توسط شرکت مشاوره‌ای Start-up Genome، لندن در حال حاضر گروهی از استارت آپ‌های جدید اروپایی را از نظر روش کارآفرینی و طرز کار حمایت و پشتیبانی می‌کند.

این در حالی است که فضای همکاری و هم‌اندیشی در زمینه راه‌اندازی و مدیریت استارت آپ‌ها در این شهر به خوبی وجود دارد. حضور دفتری از شرکت گوگل در کنار مدارس آموزش راه‌اندازی استارت آپ و سازمان‌های مشابه ،  و در این شهر فضای خوبی برای رشد این شرکت‌های نوظهور و نوپا را به وجود آورده است. این فضا همچنین به صورت جغرافیایی هم در حال رشد و توسعه است  . 

یکی از بزرگ‌ترین و شناخته شده‌ترین مناطق تجاری شهر لندن است که در شرق آن واقع شده و در حال حاضر به محلی برای رشد و پرورش استارت آپ‌های کوچک تکنولوژی هم تبدیل شده است. این منطقه به عنوان یک شهر هوشمند و کوچک برای شرکت‌های سودآور و نوپای تکنولوژی تبدیل شده است که می‌تواند نظر سرمایه‌گذاران بزرگ را هم به خوبی جلب کند. مانند هر اکوسیستم جدید دیگری در هر جای جهان، شهر تکنولوژی لندن هم از یک ویژگی مهم بهره می‌برد؛ اینجا به خاطر استفاده از تکنولوژی‌هایی مانند رایانش ابری و نرم‌افزارهای رایگان، تاسیس و راه‌اندازی استارت آپ‌ها به صورت ارزان و با هزینه کم امکان پذیر است. با این حال اما لندن توانایی این را دارد تا با سرعتی بیشتر از دیگر شهرهای اروپایی مانند برلین و پاریس رشد کند. اولین انفجار اینترنت در این شهر گروهی از کارآفرینان با تجربه را به جا گذاشته است. زبان و سبک زندگی، این شهر را به یک آهنربای بزرگ برای جذب جوانان با انگیزه و فعال از سراسر دنیا تبدیل کرده است.

چنین فضایی به دولت بریتانیا هم کمک کرده است تا این نقاط قوت را خیلی زود شناسایی کند و البته این نقاط قوت دولت را برای مداخله و ورود به این فضا وسوسه نکرده است. در مقابل این فضا باعث شده که افرادی مانند «روهان سیلوا» که تا مدت اخیر یک مشاور سیاسی بوده است، اقدام به کارهایی مانند برگزاری جلسات صرف صبحانه با کارآفرینان، سرمایه‌گذاران و دیگر فعالان این حوزه بکنند تا نتایج جدید و موثری از آنها به دست بیاید.

شرکت مشاوره و تحقیقاتی بزرگ

Seed Enterprise Investment Scheme هم اخیرا تحقیقاتی را انجام داده است که نشان می‌دهند ریسک و خطر از دست دادن سرمایه برای سرمایه‌گذاری در استارت آپ‌ها به شدت کاهش پیدا کرده و حتی در بعضی موارد به صفر هم رسیده است. این در حالی است که دولت بریتانیا هم در اقدامی جالب توجه با ارائه ویزای ویژه برای کارآفرینان و راه‌اندازی سازمان سرمایه‌گذاری شهر تکنولوژی، سعی دارد این منطقه را به منطقه ویژه تجاری و اقتصادی در سطح جهان تبدیل کند. شهر تکنولوژی هم تا حالا اتفاقات امید بخش و مهمی را تجربه کرده است. به عنوان مثال در سال ۲۰۰۷ یک وب سایت فعال در عرصه موسیقی به نام Last.fm که در این منطقه به صورت استارت آپ فعالیت می‌کرد، توسط CBS Interactive یعنی بخش دیجیتال غول رسانه‌ای آمریکایی CBS با قیمت ۲۸۰ میلیون دلار خریداری شد. گروه دیگری از استارت آپ‌های فعال در این منطقه هم شرایط مساعدی برای این برون رفت‌های سودآور دارند. شرکت‌های نوظهور دیگری در شهر تکنولوژی لندن مانند MOO یک شرکت فعال در عرصه تجارت چاپ آنلاین، Mind Candy یک شرکت فعال در عرصه بازی‌های آنلاین و Wonga یک استارت آپ فعال در عرصه ارائه وام‌های کوتاه‌مدت برای فعالان تکنولوژی، هم در حال حاضر در آستانه ورود به بازار بورس این کشور قرار دارند.

با این حال همچنان مشکلاتی برای رشد استارت‌آپ‌های تکنولوژی در بریتانیا وجود دارد. «ارول داملین» رییس شرکت Wonga در این مورد می‌گوید: «ما در حال حاضر ۱۰۰ پست خالی برای مشاغل خودمان داریم، اما حتی اگر بتوانیم نیمی از آن را هم استخدام کنیم خوش شانس بوده‌ایم. در واقع اغلب کارمندان دانش آموخته و با استعداد از کشورهای دیگری مانند آمریکا به شهر تکنولوژی لندن می‌آیند. این در حالی است که قوانین مهاجرتی برای استخدام نیرو از کشورهایی خارج از اتحادیه اروپا هنوز بسیار پیچیده و طاقت‌فرسا هستند.»

با این همه اما همچنان تضمینی وجود ندارد که شهر تکنولوژی لندن به این زودی‌ها بتواند شرکت‌های بزرگ و موفقی مانند فیس‌بوک را به جهان معرف کند، چون خود اکوسیستم آن هنوز تازه و جوان است و به زمان بیشتری برای رشد نیاز دارد. با این وجود به نظر می‌رسد شهر تکنولوژی لندن در مسیر درستی برای تبدیل شدن به یک سیلیکون ولی اروپایی قرار گرفته است.

منبع : دنیای اقتصاد

چگونه ۱۸ هزار استارت اپ برای ۳۰۰ هزار هندی اشتغال‌آفرینی کردند-بخش اول

چگونه ۱۸ هزار استارت اپ برای ۳۰۰ هزار هندی اشتغال‌آفرینی کردند

Hand writing Start-up concept with black marker on transparent wipe board.

Hand writing Start-up concept with black marker on transparent wipe board.

در سایه اتخاذ سیاست‌های درست دولت، تعداد استارت اپ‌های هندوستان می‌تواند رشد داشته و در ۱۰سال آینده تعداد آنها ۵ برابر با ارزشی بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار شود. گفته می‌شود هندوستان تا سال ۲۰۳۰ اقتصادی ۱۰ تریلیون دلاری خواهد داشت که البته این رشد سریع، تنها با کمک کارآفرینان و شرکت‌های نوظهور امکانپذیر خواهد بود.انتظار می‌رود تا پایان سال ۲۰۱۵ تعداد استارت اپ‌های فعال حوزه تکنولوژی هندوستان به ۴هزار و ۲۰۰ تا ۴هزار و ۴۰۰ عدد برسد که این رقم نشانه رشد ۴۰درصدی نسبت به سال گذشته است. به گزارش کلیدملی و براساس مطلبی که روزنامه ایران در شماره سوم دیماه خود منتشر کرده است : در سایه اتخاذ سیاست‌های درست دولت، تعداد استارت اپ‌های هندوستان می‌تواند رشد داشته و در ۱۰سال آینده تعداد آنها ۵ برابر با ارزشی بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار شود. گفته می‌شود هندوستان تا سال ۲۰۳۰ اقتصادی ۱۰ تریلیون دلاری خواهد داشت که البته این رشد سریع، تنها با کمک کارآفرینان و شرکت‌های نوظهور امکانپذیر خواهد بود. از استارت اپ‌های موفق جهان می‌توان بهSnapchat با ارزش ۱۶تا ۲۰میلیارد دلار،Airbnb با ارزش ۵/۲۵میلیارد دلار، Uber با ارزش ۲/۴۱میلیارد دلار، کمپانی چینی موفق تولید تلفن هوشمند شیائومی با ارزش ۴۶میلیارد دلار اشاره کرد.

دانلود
کارآفرینان و استارت اپ‌ها (شرکت‌های نوپا) بخش عمده‌ای از اقتصاد جهان را در دست دارند و حتی در کشورهای درگیر فقر، جنگ و خشونت نیز می‌توان ردپای این گروه را دید.حالا دیگر از «سیلیکون ولی» در امریکا گرفته تا اوگاندا و کامرون، استارتاپ‌ها حضوری موفق و دائمی دارند و برخی از کمپانی‌های موفق امروز همان استارتاپ‌های دیروز هستند. از این استارت اپ‌ها می‌توان بهSnapchat با ارزش ۱۶تا ۲۰میلیارد دلار،Airbnb با ارزش ۵/۲۵میلیارد دلار، Uber با ارزش ۲/۴۱میلیارد دلار و کمپانی چینی موفق تولید تلفن هوشمند شیائومی با ارزش ۴۶میلیارد دلار اشاره کرد. بر همین اساس بسیاری از کشورها تلاش دارند تا در حوزه استارتاپ‌ها سرمایه گذاری کنند و شواهد حاکی از آن است که هندوستان به عنوان قدرت تازه نفس به این جرگه پیوسته است.
۱۸هزار استارت اپ در هندوستانتحقیقات انجمن ملی کمپانی‌های نرم افزاری و خدماتی(NASSCOM) هندوستان که وضعیت آی تی و صنایع مرتبط با آن را مورد مطالعه قرار می‌دهد، حاکی است که این کشور با یک پله ترقی، امسال پس از ایالات متحده امریکا و بریتانیا، رتبه سوم کشورهای دارای سریع ترین رشد در زمینه استارتاپ‌های مرتبط با تکنولوژی را به خود اختصاص داده است. هندوستان در حال حاضر ۱۸هزار استارتاپ در حوزه‌های مختلف به ارزش ۷۵میلیارد دلار دارد که برای ۳۰۰ هزار نفر اشتغال زایی کرده است و انتظار می‌رود تا پایان سال ۲۰۱۵ تعداد استارتاپ‌های فعال حوزه تکنولوژی هندوستان به ۴هزار و ۲۰۰ تا ۴هزار و ۴۰۰ عدد برسد که این رقم نشانه رشد ۴۰درصدی نسبت به سال گذشته است.این در حالی است که امریکا با داشتن ۴۷هزار شرکت استارتاپ فناوری در جایگاه نخست این لیست جای گرفته و بریتانیا نیز با ۴هزار و ۸۰۰ تا ۵ هزار استارتاپ مرتبط با فناوری بر دومین پله این رده‌بندی ایستاده است. محققان این انجمن انتظار دارند که هند اگر با همین سرعت پیش برود،در پایان سال ۲۰۱۶میلادی بتواند در رتبه دوم کشورهای دارای سریع ترین رشد در زمینه استارتاپ‌ها قرار بگیرد به همین دلیل تلاش فعالان عرصه فناوری این است که هندوستان در آینده به عنوان برند استارتاپ در جهان مطرح شود. بیش از نیمی از استارتاپ‌های حوزه فناوری یعنی هزار و ۲۰۰ عدد آنها در حوزه تجارت الکترونیک و در قالب(B2CBusiness To Consumer) فعالیت می‌کنند به این معنا که این شرکت‌ها به طور مستقیم با مشتری‌ها در تماس هستند و محصولات خود را از طریق تجارت الکترونیک(e-commerce)، خدمات مشتری یا جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات ارائه می‌کنند. یکی از استارتاپ‌های موفق هندی که از سه ماهه چهارم سال ۲۰۱۴ تاکنون ظهور کرده،TaxiSure است و از دیگر استارتاپ‌های موفق هندی می‌توان به Flipkart اشاره کرد که یک سایت مربوط به تجارت الکترونیک در هندوستان با تمرکز بر فروش کتاب و موسیقی است و ارزش آن به ۱۵میلیارد دلار می‌رسد. بنگلور مهد استارت اپ هاهرچند استارت اپ‌ها در چند شهر مختلف هندوستان فعالیت دارند ولی بنگلور را می‌توان مهد استارتاپ‌ها و صنایع مرتبط با فناوری دانست و بسیاری از سرمایه گذاران نیز این شهر را بهترین محل در آسیا برای فعالیت می‌دانند و در همین راستا نیز میزان سرمایه گذاری در استارتاپ‌های این شهر به ۳/۲میلیارد دلار رسیده است. البته همسایه بنگلور یعنی کورامانگلا نیز شهری است که بسیاری از استارتاپ‌های موفق امروز هندوستان و بنگلور، تحقیقات خود را در آن به نتیجه رسانده و رشد کردند و به اصطلاح این شهر یک انکوباتور برای تبدیل شدن به استارت اپ بوده است.مؤسسه Compass نیز استارت اپ‌های جهان را بر اساس نوع عملکرد،میزان جذب سرمایه،حضور در بازار و دسترسی آسان مشتریان به خدمات آنها،میزان خروجی،استعدادهای تکنیکی و تجربه استارتاپ‌ها و به بیان دیگر« اکوسیستم» دسته‌بندی می‌کند؛ این گزارش‌ها از سال ۲۰۱۲ تاکنون در پایان هرسال منتشر می‌شود و گزارش امسال نشان می‌دهد بنگلور پانزدهمین اکوسیستم برتر جهان برای حضور استارتاپ‌ها محسوب می‌شود که این رتبه نسبت به سال ۲۰۱۲ چهار پله بالاتر رفته است.دهلی ومومبایی نیز دو <هاب> دیگر هندوستان در زمینه فعالیت استارت اپ‌های فناوری محسوب می‌شوند ولی همچنان از نظر جذب سرمایه گذار از بنگلور عقب تر هستند. همچنین انتظار می‌رود تا سال ۲۰۱۷ تعداد کاربران هندوستان به ۵۰۰میلیون نفر برسد و به همین دلیل هم هرقدر در زمینه فناوری و آی تی سرمایه‌گذاری شود باز هم کم است و جا دارد که تعداد استارتاپ‌های مرتبط با فناوری در این کشور افزایش یابد. وسعت بازار هندوستان و موقعیت جغرافیایی آن و همچنین مهارت جوانان این کشور در صحبت کردن به زبان انگلیسی نیز زمینه ساز بخشی از موفقیت‌های هندوستان در زمینه استارتاپ‌ها بوده است. ازسوی دیگر هندوستان جوان ترین کشور استارتاپ‌ها محسوب می‌شود که میانگین سن بنیانگذاران، ۳۵سال است و گفته می‌شود سهم زنان بنیانگذار استارتاپ در هندوستان به ۹درصد می‌رسد. افزایش سرمایه گذاریانجمن ملی کمپانی‌های نرم افزاری و خدماتی (NASSCOM) هندوستان همچنین در دومین گزارش خود در زمینه استارتاپ‌های هندوستان با عنوان « اکوسیستم استارتاپ‌های هندی» اعلام کرد که میزان سرمایه گذاری در این استارتاپ‌ها در مقایسه با سال گذشته حدود ۱۲۵درصد و تعداد سرمایه‌گذاران بخش خصوصی نیز صد درصد افزایش داشته است. در سال جاری بیش از ۵میلیارد دلار در این استارتاپ‌ها سرمایه گذاری شده که این رقم در مقایسه با ۳میلیارد دلار سال ۲۰۱۴ رشدی مناسب را نشان می‌دهد.

images

این گزارش همچنین نشان می‌دهد که امسال تعداد بیشتری از سازمان‌های دولتی هندوستان از این استارتاپ‌ها حمایت می‌کنند و این موضوع، زمینه ساز رشد و موفقیت این شرکت‌های نوپا شده است.البته تعداد شرکت‌های استارتاپی که در هندوستان آغاز به کار می‌کنند بسیار بیشتر از این تعداد است ولی با وجود این اکوسیستم پررونق، نرخ از بین رفتن و مرگ این استارتاپ‌ها نیز بالاست و هنوز هم دسترسی به سرمایه مناسب برای بسیاری از این استارتاپ ها، یک رویا محسوب می‌شود. با توجه به رقابت شدید در بازار آی تی هندوستان، گاه حتی با وجود سرمایه گذاری‌های مناسب، به دلیل استراتژی‌های ضعیف و وجود نداشتن دیدگاه و بینش مناسب، فعالیت یک استارتاپ می‌تواند منجر به شکست شود. وجود رقبا و گاه منحرف شدن از مسیر و راه اصلی رشد یکی دیگر از دلایل ناکام ماندن بسیاری از این استارتاپ‌هاست. محققان این انجمن معتقدند که برای غلبه بر این مشکلات، دولت باید معضلات سر راه کمپانی‌های نوپا را مورد توجه قرار داده و سیاست خاصی برای کارآمدتر کردن آنها در نظر داشته باشد.بیشترین سیاست مورد انتظار، تمرکز بر تولید، ارتقای نوآوری و همچنین بخشودگی مالیاتی این شرکت‌های استارتاپ که بخش عمده آنها هم بدنه بسیار کوچکی دارند است. چرا که این موارد تعداد بیشتری را تشویق می‌کند که به ایجاد شرکت‌های نوپا و کارآفرینی روی بیاورند.در سایه اتخاذ سیاست‌های درست دولت، تعداد استارتاپ‌های هندوستان می‌تواند رشد داشته و در ۱۰سال آینده تعداد آنها ۵ برابر با ارزشی بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار شود. گفته می‌شود هندوستان تا سال ۲۰۳۰ اقتصادی ۱۰ تریلیون دلاری خواهد داشت که البته این رشد سریع، تنها با کمک کارآفرینان و شرکت‌های نوظهور امکانپذیر خواهد بود. کاهش فقر در تیررس استارتاپ‌هاالبته با وجود موفقیت هایی که در گوشه هایی از هندوستان می‌بینیم و روزهای پررونقی که در انتظار صنعت آی تی این کشور است همچنان بخش عمده‌ای از مردم این سرزمین، از فقر رنج می‌برند و حدود ۲۲درصداین جمعیت حتی روزانه کمتر از ۲۵/۱دلار درآمد دارند و به همین دلیل بسیاری معتقدند این استارتاپ‌ها باید تمرکز خود را بر کاهش فقر قرار دهند.این رشد توسعه شرکت‌های استارتاپ و افزایش سرمایه گذاری در آن با وجود مشکلات موجود، سبب شد تا هندوستان از نظر خروجی فناوری نیز امسال به عنوان تنها کشور آسیایی، در جمع ۵کشور پیشتاز قرار گرفته و حتی از چین نیز پیشی بگیرد. از دیگر کشورهای آسیایی که در این رده‌بندی قرار دارند می‌توان به چین اشاره کرد که در رتبه ششم قرار دارد، سنگاپور در ردیف سیزدهم و ژاپن در جایگاه هجدهم جای گرفته است. هنگ کنگ در رتبه ۲۳، اندونزی در رتبه ۲۶، مالزی در جایگاه ۲۹ قرار دارد و کره جنوبی نیز سی و چهارمین جایگاه جدول را به خود اختصاص داده است و البته ویتنام و فیلیپین نیز هر دو بر سکوی سی و هشتم جدول ایستاده‌اند.طبق تحقیقات مؤسسه Deloitte، سنگاپور با ۳هزار و ۶۰۰ استارتاپ فعال و عملکردی درخشان در تجارت الکترونیک، بازی‌سازی و همچنین شبکه‌های اجتماعی یکی از بهترین‌های آسیاپسیفیک است و بسیاری از کمپانی‌های برتر امریکایی ازجمله گوگل، فیس‌بوک و Uber در این کشور شعبه دارند. ازآنجا که این کشور بین چین و هندوستان قرار گرفته است، پتانسیل بالایی برای بازار دارد و ۴۷درصد مشتریان استارتاپ‌ها نیز در خارج از این کشور قرار دارند. سنگاپور بالاترین ضریب نفوذ تلفن همراه را در جهان دارد و ۹نفر از هر ۱۰ فرد سنگاپوری تلفن هوشمند دارد که همین موضوع فرصت‌های بی‌نظیری در حوزه تجارت الکترونیک در اختیار آنها قرار می‌دهد.